Follow by Email

1097

مهم نیست طرفدار چپ باشید یا مخالف صد در صد چپ‌ها، ولی در جهان افسارگسیخته ما، بدون اندیشه‌ها و فعالیت‌های گروه‌های چپ اما مشکل ما اینه که بیش از یک قرن بارها و بارها جنبش‌ها و حرکت‌ها و نیروهای چپ در نطفه خفه شدند و بدون مرور فعالیت چپ در ایران تبدیل به ژست متقلبانه از مخالفت با سرمایه‌داری شده که خاستگاه اصلی این گروه‌ها از درون طبقه متوسط رو به بالا نشأت می‌گیره! افرادی که بیشترین برخورد و ارتباط و نشست و برخاست با طبقات ثروتمند و البته گروه‌های نوکیسه ایرانی رو دارند. بهتر از همه از درون ساکنان متوسط رو به بالا که در مناطق مرفه‌نشین شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند. یعنی فرزندانی که به دلیل رشد اجتماعی و اقتصادی والدین‌شان ساکن مناطق مرفه‌نشین شهری هستند اما خودشان این امکان و فرصت را ندارند که به این سطح از رفاه و موقعیت برسند. فعال‌ترین چپ‌های حال حاضر ایران از درون چنین خاستگاهی بیرون آمدند و درد اصلی‌شان نه اختلاف و تبعیض در توزیع ثروت‌ها و درآمدهای جامعه بلکه مشکل‌شان شرکت‌ها و اشخاص ثروتمند است. به زبان ساده‌تر درد چشم و هم‌چشمی دارند! چون من ندارم تو هم نباید داشته باشی! در حقیقت چپ نیستند و در خلاء چپ مثل قارچ رشد کردند! ولی به دلیل برخورداری از امکانات آموزشی و سروکار داشتن با مراکز هنری و فرهنگی بیش از همه امکان تاثیرگذاری بر خیل جوانان طبقه متوسط رو به بالایی رو دارند که بیش از همه درد اختلاف طبقاتی را محیط‌های ثروتمندنشین شهری چشیده‌اند! چپی که برای توزیع عادلانه منابع و برابری مبارزه نمی‌کند بلکه برای نیش‌زدن و زخم چشم زدن به دوست و آشنای ثروتمندش به میدان آمده است!

باز هم می‌گم چه مخالف چپ باشیم و چه موافق، در این خلاء چند دهه‌ای تفکرات و فعالیت‌های انتقادی چپ به عنوان اصلی‌ترین جریان منتقد نابرابری و بی‌عدالتی، تنها با جامعه‌ای افسارگسیخته‌تر از نظر توزیع ثروت روبرو شدیم. در حوزه‌های ضروری زندگی از مسکن و بهداشت و درمان گرفته تا دیگر ضرورت‌های زندگی وضعیت چنان افسارگسیخته بوده که محل جولان شبکه‌های قانونی اما مافیایی‌خصلت شده بدون این‌که آب از آب تکون بخوره! و  امروزه کسی نیست که این واقعیت رو لمس نکرده باشه که این گروه‌ها چطور دهه‌هاست که دست‌شون توی جیب مردم فرو رفته و به شکل انگل‌وار زندگی رو برای بقیه سخت کردند.

با پشتیبانی Blogger.