Follow by Email

Archive for 2015/08 - 2015/09

1099

۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه · Posted in ,

خیلی وقت‌ها جمله‌هایی می‌بینم توی شبکه‌های مجازی که منتسب به یک نویسنده یا شخصیت مشهور ایرانی ـه و محتوای کلی‌ش نفرت‌پراکنی نسبت به قشر یا گروه دیگه‌ای از ایرانی‌هاست ..  برجسته‌ترین و قوی‌ترین شکل از این جمله‌ها و این گفتمان، گفتارهای مذهبی بر علیه سکولار و سکولار بر علیه مذهبی‌ـه .. می‌تونیم تا ابد این اختلافاتی رو که نسبت به ماهیت و هویت و فکر و اندیشه و سبک زندگی همدیگه داریم تبدیل به نفرت‌پراکنی نسبت به همدیگه کنیم یا یک بار برای همیشه توی تاریخ چند هزار ساله ایران از این سطح از فرهنگ‌ـه در حال تکرار حتی در نسل‌های جدید، عبور کنیم و به سطح جدیدی از فرهنگ برسیم که همه‌ی همه‌ی ایرانی‌ها، خودمون رو به شکل شان‌ها و طبقات محترم و لازم برای جامعه ببنیم، نه دشمن و انگل و مضر و هزار انگ و برچسب که به همدیگه می‌زنیم. اختلاف داریم؟ در قالب نیروهای اجتماعی و سیاسی به رقابت بپردازیم دور از هر نوع گفتمان حاوی خشونت و قانون‌شکنی و تبعیض که امروزه در تمامی گفتمان‌ها و تفکرات ایرانی این عناصر خطرناک موج می‌زنه! هر چند تمام این‌ها نیاز به امکان تجربه‌ی همزیستی دموکراتیک و داوری بی‌طرف داره که در حال حاضر به دلیل تسلط‌‌ ـه فرهنگ گروه‌های افراطی چه در عرصه قدرت و چه گروه‌های مخالف، خود امکان‌پذیر نیست. 

1098

رفتار سیاسی مردم ایران به طور عموم، مثل رفتار بچه‌ای که توی یک خانواده خیلی سخت‌گیر و اقتدارطلب بزرگ شده! بچه‌ای که نرمال نیست و نرمال فکر نمی‌کنه و رفتار نرمالی نداره! و چون شخصیتش توی چنین خانواده‌ای شکل گرفته دیگه قابل تغییر نیست. راه گفتگو با چنین بچه‌ای به راحتی و سادگی امکان‌پذیر نیست! نمی‌شه ازش انتظار رفتار علاقلانه‌ای داشت!

+ دقیقا این سه عنصر تغییرپذیری، امکان گفتگو و عقلانیت، گمشده‌های فرهنگ سیاسی ایران هستند که خانواده سیاسی ایران بخاطر سیاست‌های سخت‌گیرانه و اقتدارگرایانه موفق نشده درون خودش این عناصر رو نهادینه کنه...

1097

مهم نیست طرفدار چپ باشید یا مخالف صد در صد چپ‌ها، ولی در جهان افسارگسیخته ما، بدون اندیشه‌ها و فعالیت‌های گروه‌های چپ اما مشکل ما اینه که بیش از یک قرن بارها و بارها جنبش‌ها و حرکت‌ها و نیروهای چپ در نطفه خفه شدند و بدون مرور فعالیت چپ در ایران تبدیل به ژست متقلبانه از مخالفت با سرمایه‌داری شده که خاستگاه اصلی این گروه‌ها از درون طبقه متوسط رو به بالا نشأت می‌گیره! افرادی که بیشترین برخورد و ارتباط و نشست و برخاست با طبقات ثروتمند و البته گروه‌های نوکیسه ایرانی رو دارند. بهتر از همه از درون ساکنان متوسط رو به بالا که در مناطق مرفه‌نشین شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند. یعنی فرزندانی که به دلیل رشد اجتماعی و اقتصادی والدین‌شان ساکن مناطق مرفه‌نشین شهری هستند اما خودشان این امکان و فرصت را ندارند که به این سطح از رفاه و موقعیت برسند. فعال‌ترین چپ‌های حال حاضر ایران از درون چنین خاستگاهی بیرون آمدند و درد اصلی‌شان نه اختلاف و تبعیض در توزیع ثروت‌ها و درآمدهای جامعه بلکه مشکل‌شان شرکت‌ها و اشخاص ثروتمند است. به زبان ساده‌تر درد چشم و هم‌چشمی دارند! چون من ندارم تو هم نباید داشته باشی! در حقیقت چپ نیستند و در خلاء چپ مثل قارچ رشد کردند! ولی به دلیل برخورداری از امکانات آموزشی و سروکار داشتن با مراکز هنری و فرهنگی بیش از همه امکان تاثیرگذاری بر خیل جوانان طبقه متوسط رو به بالایی رو دارند که بیش از همه درد اختلاف طبقاتی را محیط‌های ثروتمندنشین شهری چشیده‌اند! چپی که برای توزیع عادلانه منابع و برابری مبارزه نمی‌کند بلکه برای نیش‌زدن و زخم چشم زدن به دوست و آشنای ثروتمندش به میدان آمده است!

باز هم می‌گم چه مخالف چپ باشیم و چه موافق، در این خلاء چند دهه‌ای تفکرات و فعالیت‌های انتقادی چپ به عنوان اصلی‌ترین جریان منتقد نابرابری و بی‌عدالتی، تنها با جامعه‌ای افسارگسیخته‌تر از نظر توزیع ثروت روبرو شدیم. در حوزه‌های ضروری زندگی از مسکن و بهداشت و درمان گرفته تا دیگر ضرورت‌های زندگی وضعیت چنان افسارگسیخته بوده که محل جولان شبکه‌های قانونی اما مافیایی‌خصلت شده بدون این‌که آب از آب تکون بخوره! و  امروزه کسی نیست که این واقعیت رو لمس نکرده باشه که این گروه‌ها چطور دهه‌هاست که دست‌شون توی جیب مردم فرو رفته و به شکل انگل‌وار زندگی رو برای بقیه سخت کردند.

1096

یک سئوالی بدجور ذهن منو مشغول کرده! این واقعیت که چند دهه تحریم ایران که ضربه بزرگی به تمام گروه‌های اجتماعی مردم زده و بیشتر از همه باعث فلاکت طبقات متوسط ایران شده، چرا از دیدگاه بعضی از ایرانی‌ها، نقض حقوق بشر به حساب نمیاد؟ این‌که فقط حکومت ایران شهروندان‌ش رو از حقوق‌شون محروم کنه که تنها معنای نقض حقوق بشر نیست. شکی نیست که خیلی مهمه و باید با نقض حقوق بشر در ایران مقابله کرد. اما حقوق بشر می‌تونه معنای فراتری هم به خودش بگیره. همین که برخی از دولت‌های جهان، به دلیل برخورداری از قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی، اختلافات و رقابت‌های سیاسی رو به سمتی می‌برند که جمعیت یک کشور از سیاست‌های تحریمی آنها آسیب می‌بینه خودش شکل آشکاری از نقض حقوق بشر به حساب میاد...

مخالفان هر نوع توافق و موافق تحریم بیشتر ایران، باید در اندیشه و طرز فکرشون بازاندیشی و بازنگری کنند و این دیگه مساله حکومت و طرز فکر سیاسی متفاوت نیست و صحبت از یک ملت با جمعیتی چند ده میلیونی ـه که بیشترین آسیب و ضربه رو در این چند دهه از تحریم‌ها بر علیه ایران دیدند. تحریم‌هایی که اگر نبود امکان بیشتری برای رشد شهروندی و حقوق اجتماعی و آموزش جامعه فراهم بود.

1095

یک‌سری صفحه‌ها به اسم آموزش، حمایت و تقویت جامعه مدنی در فیس بوک وجود داره که مخاطبان گسترده‌ای هم دارند اما نگاه منفی‌ای که گردانندگان این صفحه‌ها در برخورد با مسائل جامعه ایران دارند خودش باعث ضعیف‌تر شدن جامعه مدنی می‌شه! این صفحه‌ها اغلب وقتی پای جوامع دیگه وسط ـه، فقط برداشت مثبت ارائه میدن و حالا اگر مشابه همون مساله توی یه جامعه ای مثل ایران اتفاق افتاده باشه اغلب برداشت منفی ازش ارائه می‌شه ... با این جهت گیری‌ها نمی‌شه به رشد جامعه مدنی در ایران کمک کرد و فقط باعث گسترش منفی‌نگری بین ایرانیان نسبت به جامعه خودشون می‌شه .. اگر قراره جامعه مدنی قوی‌ایی داشته باشیم اول از همه باید احساس خوب و نگاه مثبتی به خودمون و مسائل خودمون داشته باشیم وگرنه اگر قرار باشه از جامعه خودمون با این نگرش‌های منفی متنفر بشیم فقط و فقط از هم جداتر و دورتر می‌شیم و منزوی‌تر می‌شیم یا به فکر مهاجرت از ایران میافتیم که این اتفاقات همه افتاده در این یکی دو دهه گذشته و اگر دقت کنید باعث شده تا فاصله عمیقی بین‌مون بیافته ... هر چقدر بین مردم یک جامعه‌ای فاصله و شکاف بیشتر باشه اون جامعه ضعیف‌تره و جامعه مدنی در مقابل نهاد دولت شکننده‌تر و ضعیف‌تر می‌شه. 

1094

توی ایران که همه‌جور ظلم و تبعیض و حق‌خوری و زورگویی رو به ما ایرانی‌ها تحمیل می‌کنند که عده‌ای میفهمند و عده‌ای نه، توی خارج از ایران هم رفتار گروه‌های مختلفی از ایرانیان رو که از دریچه رسانه‌هاشون و صفحه‌های اجتماعی‌شون مثل فیس بوک می‌بینی احساس می‌کنی صبح تا شب مشغول تبدیل کردن مشکلات و بدبختی‌ها و تبعیض و ظلم ما به سکویی برای رشد و پیشرفت خودشون ـه! دولت‌های خارجی هم که نیاز به گفتن نداره یا دنبال منافع کشور خودشونن که این شکل از نظام بین‌الملل واقعا بی‌رحمانه و غیرانسانی‌ـه در حالی که همه‌ی ما مردم جهان، انسانیم و از این بابت یک‌دست و برابر... یا اگر هم گاهی قصد کمک و دوستی‌ای داشته باشند به اصطلاح معروف ایرانی «دوستی‌شون دوستی خاله خرسه‌س»! دیگه مشخص‌ـه داستان چیه! تنبیه یک ملت توسط دولت‌های قدرتمندتر نظام بین‌الملل به بهانه مبارزه با دولت آن کشور، دلیلی که فقط از چارچوب منطق تفکرات سیاسی افراطی دنیا قابل توجیه است و بس!

ما هم مقصریم که ناتوان از جلوگیری این وضعیت بودیم ... 

1093

اگر می‌خواین تو یاد کسی بمونید حتما بهش یه آهنگ خاص هدیه کنید. هر چقدر هم ازش دور باشید و فراموش‌تون کرده باشه باعث میشه با شنیدن اون آهنگ یادتون بیافته! اینو امشب وقتی اتفاقی پلیر ویندوزم یه آهنگی رو پخش می‌کردم عمیقا تجربه کردم! آهنگی که منو دقیق برد به خاطره روزی که این آهنگ رو یک دوست بهم هدیه کرده بود. با این که به خاطر یک سری اختلافاتی که با هم پیدا کرده بودیم برای همیشه دوستی مون رو تموم کردیم اما این آهنگ منو برد به بهترین لحظه‌هایی که با هم داشتیم. افسوس که خیلی از دوستی‌ها تاریخ مصرف دارند و همیشگی نیستن!

+ هر جا که هستی سلامت و شاد و عاشق باشی .. به یاد لحظه‌هایی که با هم داشتیم و هیچ وقت تکرار شدنی نیست...

1092

در آینده ما باید توی ایران نهادهایی بنا کنیم که بتونه به شکل کاملا بی‌طرفانه از حقوق و منافع تمام مردم ایران بدون هیچ ملاحظه و تبعیض حمایت کنه!
با این همه جانبداری و خودبرترپنداری و خودحق‌بینی اقشار و گروه‌های و افکار ایرانی امکان این‌که بتونیم حالا حالاها رنگ بی‌طرفی و عدالت سیاسی و اجتماعی و حقوقی رو لمس کنیم خیال باطله!
فرقی نمی‌کنه این خصلت سرکوب اندیشه مخالف در وجود ایرانیان سراسر دنیا وجود داره و اینو میشه توی بحث و جدل‌های فیس بوکی به روشنی مشاهده کرد!
خیلی ازین خصلت‌ها هزار سال بر ما حاکم بوده و بدون یک مهندسی اجتماعی دقیق و با برنامه در ساختارهای حکومتی امکان تغییر از پایین و از طریق فرایندهای اجتماعی رو نداره!

1091

ایران و مردم ایران باید یک جایی بره که بتونه نفس بکشه و اون جا، نقطه‌ای از تاریخ است که طبقه متوسط رشدیافته‌ترین و وسیع‌ترین حجم خودش در طول تاریخ جدید ایران رو تجربه می‌کنه و خود به خود شر خیلی از گروه‌های افراطی ایرانی اعمم از افراط‌گرایان مذهبی و تندروهای چپ و راست و غیره با کوچکتر شدن‌شون کم میشه و ایران کشوری متعادل و با ثبات با مردمی معتدل‌تر خواهد شد...

1090

مشکل آدم‌ها اینه که فقط جلوی پای خودشون رو میبینن و این زاویه‌ی دید رو به تمام عالم و آدم و همه‌چیز تعمیم میدن! فاجعه اصلی وقتی ـه که رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی و حکومت‌ها این زاویه‌های دید محدود رو به می‌خوان به کل آدم‌ها، کل جامعه و کل جهان تعمیم بدن و این دیدگاه رو از طریق سیاست‌گذاری و اجبار قانونی بر همگان مسلط کنند!
فاجعه فرعی‌تر وقتی ـه که دانشگاهیان و محققان و دانشمندان علوم انسانی و خصوصا جامعه‌شناسان، دست به چنین کاری بزنند و فضای فکری و دریافتی خودشون از موضوع و مشکلات اجتماعی رو برجسته کنن و مانع از دیدن خیلی از مسائل و مشکلات واقعی آن‌طور که هست بشوند نه آن‌طور که زاویه دید محدودشان دریافته است. این فاجعه دوم قادره که تا دهه‌ها دیگران رو هم از درک و دریافت‌های صحیح دور نگه داره و فریب بده و مبنای فکر و عمل آیندگان باشه!

1089

فقط کسانی که درک ساختاری از ایران و وضعیتش و ساختارهاش دارند قادر به تغییری بدون برگشت در مشکلات و مسائل ایران هستند. چه امروز چه تا قرن‌ها بعد! ساده‌لوحانه‌ست که با تغییر شخصیت‌ها از صفوی و افشار و زندیه و قاجار و چهلوی و جمهوری اسلامی بیوفتیم وسط یک نظام سیاسی حداقلی اما سالم و دموکراتیک که بجای تصمیم‌گیری در زندگی مردم فقط نقش حداقلی‌ـه ناظر و داور عدالت و برابری بین تمام شهروندان رو ایفا کنه. ساده‌لوحانه‌ست همونطور که همیشه این ساده‌لوحی با ما بوده و مشکلات رو کمتر نکرده که بیشتر کرده و ساختار فکری و فرهنگی ما رو از زمان چی‌چی‌الدوله‌ها و چی‌چی‌السلطنه‌ها تا امروز دست‌نخورده حفظ کرده. ساختارها هدیه‌ای ثابت از تمام رژیم‌های سیاسی گذشته به رژیم‌های سیاسی بعدی در ایران بوده و این پیوستگی بدون مهندسی ساختاری توسط کسانی که درک ساختاری از ایران دارند امکانپذیر نیست! 

1088

۱۳۹۴ مرداد ۱۵, پنجشنبه · Posted in , ,

وقتی حتی نتونستیم قانون‌گرایی رو توی این مملکت و جامعه جا بندازیم، نباید انتظار داشت مبارزه برای قوانین عادلانه و انسانی‌تر کار آسونی باشه. 

1087

از یک طرف برای زندگی در ایران ما به طور جدی نیاز به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی داریم. رفاه می خوایم. یک کشور بهتر برای زندگی. عدالت و برابری. دولتی برای کمک به تمام شهروندان ایرانی و خصوصا دولتی که حمایت کننده‌ی افراد و طبقات ضعیف جامعه باشه تا همه به طور عادلانه‌ای بتونن زندگی کنند و تلاش کنند زندگی مناسب و انسانی برای خودشون بسازند.

از طرف دیگه با شرایط سیاسی پیچیده امروز ایران، رسیدن به این خواسته‌ها واقعا آسون نیست و از طرفی هم باید مراقب باشیم و انقدر دوراندیشی داشته باشیم که برای رسیدن به خواسته‌های خودمون به داستان خیلی از کشورهای درگیر در جنگ داخلی دچار نشیم.

+ ولی راهش چیه؟ چطوری میشه دولت و حکومت رو در ایران از نو تعریف و ترسیم و بازسازی کنیم که هم به خواسته‌های عمومی برسیم و هم اسیر هیچ شکلی از خشونت و افراطی‌گری و بازگشت به شرایط قبلی نشیم؟
++ علاوه بر نبود یک راه حل عمومی برای رسیدن به این خواسته‌ها، مثل روز روشن ـه که هنوز آمادگی جمعی و اراده عمومی  هم وجود نداره! ولی نباید خیلی ناامید بود چون تغییرات یکدفعه خودشون رو نشون میدن!

1086

کسانی که معتقد به جامعه مدنی هستند و خودشون رو فعال مدنی می‌دانند اولین وظیفه‌ای که دارند به جامعه و مردم فکر کنند و دست از سیاسی فکر کردند بردارند و به این درک برسند که میلیون‌ها انسان در ایران زندگی می‌کنند که هر کدام شاید از نظر سیاسی صد در صد در نقطه مقابل آنان قرار بگیرند اما فعال مدنی حامی جامعه مدنی باید دنبال حمایت از منافع تمام این شهروندان باشند و بخاطر مخالفت با حکومت وقت به فعالیتی دست نزنند که ضربه شدیدی به مردم و جامعه بزند!
امروزه این تفکر نیست! تفکری که اگر بود جامعه ایران قوی و محکم بود و اجازه نمی‌داد گروه‌های افراطی از هر نوع‌ش خواسته‌هاشون رو به ضرر یک ملت پیش ببرند! ما باید از کشورهای عربی خاورمیانه و کشور همسایه افغانستان درس بگیریم که نداشتن درکی از منافع عمومی سال‌های سال این کشورها رو به خاک سیاه نشاند!

1085

خیلی از موافقان تحریم که مشکل‌شون با جمهوری اسلامی ـه متوجه نیستند همین تحریم‌های چند دهه گذشته در قوی‌تر شدن گروه‌های افراطی داخل حکومت و ضعیف و شکننده‌تر شدن نیروهای طبقه متوسط تاثیر بسیاری داشته! متوجه نیستند خیلی از نیروهای اجتماعی متخصص و تحصیل‌کرده طبقه متوسط جامعه ایران به زیر خط فقر حرکت کردند! جامعه‌ای که طبقه متوسط قوی و رشدیافته نداشته باشه اصلا امکان جاافتادن شیوه‌های دموکراتیک و دور از خشونت انتقال قدرت در عرصه سیاسی‌ش وجود نداره! حکومت قانون، تلاش برای عدالت و برابری و دموکراسی همه و همه وابسته به شکوفایی و رشد طبقه متوسط جامعه ست.
مشکل این گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی اینه که درکی از واقعیت‌های جامعه ندارند! درکی از سیاست ندارند! تنها دنبال اهداف سیاسی به شدت خودخواهانه خودشون هستند و قادر نیستند منافع و خیر و صلاح مردم و جامعه و گروه‌های اجتماعی ایران رو از منافع گروه‌های حاکم جدا کنند و درکی از میلیون‌ها مردمی که دارند زندگی روزمره خودشون رو می‌کنند ندارد!
البته این دقیقا مشکل خیلی از گروه‌های افراطی داخل حکومت هم هست! افرادی که چند دهه ست برای اهداف و منافع سیاسی خودشون تمام اقشار و گروه‌های اجتماعی ایران رو بازیچه خودشون کردند! و چند دهه تحریم‌های اقتصادی فرصت قابل توجهی به این گروه‌های سیاسی افراطی و سودجو داده تا مردم و جامعه‌ای ضعیف رو که محتاج معیشت روزمره خودش بوده به هر شکل که می‌خواد بازیچه خواسته‌های خودش کنه!

با پشتیبانی Blogger.