Follow by Email

1070

۱۳۹۳ دی ۱۳, شنبه · Posted in

زمانی که محمدعلی فروغی مدرس مدرسه علوم سیاسی تهران قصد کرد کتابی درباره حکمت و فلسفه اروپایی به زبان فارسی و آن‌طور که خود تأکید دارد با شیوه بیان کاملاً ایرانی به نگارش درآورد هدف خود را «شناخت روش فکری حکمای اروپایی» که «بسیار متفاوت» از «روش فکری دانشمندان سابق ما» بود و «آشنایی دانش‌پژوهان ایرانی با روش فکر اروپایی» اعلام کرد. در واقع یکی از جدی‌ترین اهداف نخستین فعالیت‌های فکری جدید در ایران از «احساس تفاوت بین روش‌های فکری قدمای ما و متأخران اروپایی» ریشه گرفت و «روش فکر کردن» جدید و قدیم موضوع آغاز فلسفه جدید در ایران گشت. به مرور که از قدم‌های نخستین در فلسفه جدید فاصله گرفتیم جریان فلسفی در ایران دچار دگرگونی ماهیت شد. یعنی هدف فلسفه که با شناخت «روش فکری جدید» آغاز گشت جای خود را به رفتارها و رویکردهای درجه دوم و سومی داد که هدف از آن‌ها نه پاسخ به پرسش «چگونه فکر کردن؟» بود، بلکه توسل به فلسفه یکی برای «سیاسی کردن آن به مثابه ایدئولوژی عمل» و دیگری «رویکردی رفتاری به فرهنگ برای نشان دادن خویش و فخرفروشی به دیگران و در جایگاه دانای کل قرار گرفتن» بود. در واقع این رویکردهای فرعی به فلسفه جدید رفته‌رفته جای رویکرد نخستین یعنی «فلسفه به مثابه شناخت روش فکری» را گرفت و این رویکرد خود تبدیل به «رویکردی فرعی» شد و در «حاشیه فعالیت‌های فلسفی جدید» در ایران قرار گرفت.

با پشتیبانی Blogger.