Follow by Email

Archive for 2015/01 - 2015/02

1078

بیش از یک قرن از رواج و توسعه «علوم سیاسی» در ایران می‌گذرد و بیش از آن از شکل‌گیری و توسعه «سازمان‌ها» به عنوان «پدیده‌های سیاسی مدرن» گذشته و طی این دوره، همواره این «پدیده‌های پهن‌دامنه»، نقش برجسته‌ای در سیاست ایران داشته‌اند و به مرکز اصلی انباشت قدرت و ثروت تبدیل شده‌اند. این در حالی است که به عنوان «پدیده و مفهوم سیاسی»، هیچ جایگاه فکری و نظری در مطالعات علوم سیاسی ایران پیدا نکردند. با این که در تاریخ معاصر ایران همواره سازمان‌ها قدرتی ساختاریافته و منظم در اختیار داشته‌اند و بر سیاست، اقتصاد، امنیت و جریان اطلاع‌رسانی چیرگی یافته‌اند و مانع از برقراری حقوق شهروندی شده‌اند، اما آثار علمی در حوزه تاریخ و سیاست ایران معاصر، فاقد هر نوع درکی از این «پدیده‌های سیاسی ساختاری»‌اند و اغلب این آثار خواننده را درگیر «پدیده‌های سیاسی خُرد» یعنی «شخصیت‌ها»، «نقش‌ها» و «کنش‌ها» می‌کنند.

1077

ایران در چنان نابرابری عمیقی فرو رفته که حتی متخصص‌ترین افراد هم به راحتی توسط کارفرمایان سطح متوسط و خرده‌پا با دستمزدهای ناچیز قابل استثمار هستند حالا بشینید تصور کنید در چنین جامعه‌ای چه سرنوشتی در انتظار افراد زیادی هست که به‌دلایل مختلف از جمله محرومیت‌ها و تبعیض‌های ساختاری از تحصیل و کسب تخصص بازماندن و به دنبال شغل‌های مزدبگیری هستند! تبدیل به کشوری شدیم که حتی «بهشت کارفرمایان خرده‌پاست»! کارفرمایانی که حتی نیاز نیست واجد هیچ خصلت و صفت و توانایی ثانویه و اضافی باشند و با حداقل سرمایه برای تشکیل کسب و کار به‌دلیل بیکاری گسترده و جمعیت جوان بالا و تورم و رکود شدید به راحتی از این برکه گل‌آلود بیشترین سود و منفعت را می‌برند! اختلاف عمیق بین دستمزدهای پرداختی با حداقل مخارج زندگی در جامعه‌ای به‌شدت در حال تورم یکی از نشانه‌های وضعیت بحرانی استثمار نیروی کار متخصص و غیرمتخصص در ایران است.

1076

۱۳۹۳ دی ۲۱, یکشنبه · Posted in , ,

مکاتب فکری و روشی در ایران معنایی ندارد چون ما در ایران و حتی در یک فضای دانشگاهی مشترک، از یک سنت خاص فکری یا یک آبشخور نظری مشترک و نزدیک به هم پیروی نمی‌کنیم و حتی آثار استادان نسل جدید بجای این‌که تداوم و تکمیل روش استادان قبل از خود باشد محصولِ التقاطیِ سنت‌های نظری و روشی مختلفی است از آن‌چه از فضای فکری و نظری آنگلوساکسون و قاره‌ای به ما رسیده و به‌جای هر نوع مکتب گروهی در ایران، روش‌های انفرادی را شکل داده است.

1075

۱۳۹۳ دی ۱۷, چهارشنبه · Posted in

فلسفه سیاسی بیش از آن‌که امری در پاسخ به مسائل روز سیاسی باشد ایده‌پردازی در باب سیاست و هستی‌شناسی از امر سیاسی است و این فعالیت فکری ممکن است پاسخی باشد برای چندین قرن آینده که امروز خبری از آن در دیدگان و فکر ما نیست. تفاوت متفکر و فیلسوف سیاسی با روشنفکران در همین است. روشنفکران دائماً به مسائل سیاسی روز واکنش نشان می‌دهند و در پاسخ به همین روزمرگی‌های سیاسی است که به فکر و جواب می‌پردازند اما متفکر سیاسی طرحی برای آینده فلسفه سیاسی و آنچه امر سیاسی هست و باید باشد، دارد.

1074

· Posted in

یکی از دلایل شکست مشروطه در ایران این واقعیت بود که بین «گفتمان‌های سیاسی متضادِ» نیروهای اجتماعی، گفتگو و مکالمه برقرار نشد و حتی «گفتگوهای درون گفتمانی» هم برقرار نشد و «انشعاب‌های درون گفتمانی» یکی از رایج‌ترین پدیده‌های سیاسی بعد از مشروطه است. طبعاً در فضایی که این گفتگوی فراگیر رخ ندهد «ترس و آشوب و خشونت عمومی» جای مکالمه و برقراری تفاهم را خواهد گرفت، اتفاقی که بعد از مشروطه هم در ایران تجربه شد.

1073

دو نکته کلیدی در فضای کلی سیاست در بین ایرانیان وجود دارد که به شکل‌های مختلف در تاریخ معاصر ایران تکرار شده است: یک. همه مشغول حرف زدن هستیم و هر کسی هم حرف خودش را می‌زند اما این وسط نه «گفتگو» و «مکالمه» بین این «سخنان گوناگون و متضاد» برقرار می‌شود و نه قادر به «شنیدن» و «درکِ از یکدیگر»  و رسیدن به یک «تفاهم جمعی» هستیم! دو. همین ضعف عمیق تاریخی فرهنگی، ما را به سوی نوعی از «متافیریک سیاسی» سوق داده است تا در دوره‌های مختلف تاریخ ایران منتظر یک رخداد، یک اتفاق، ظهور یک منجی، «یک ابرقهرمان» باشیم به «امید» تغییر وضعیت، بدون این‌که حتی قادر به درک پیامدهای معکوس این ابرقهرمان‌های دنیای سیاست باشیم! پس اول این‌که به شکلی تاریخی و دامنه‌دار امکان برقراری مکالمه در ما رشد نیافته و امکان گفتگوی جمعی از ما سلب شده و دوم این‌که برای فرار از این مشکل در هر دوره‌ای به دنبال خلق ابرقهرمانی می‌گردیم که «بدون تفاهم و درک عمیق از هم»، همه ما را «کنار یکدیگر جمع و متحد» کند غافل از این‌که «ابرقهرمان‌های دنیای سیاست» چون از «اتحاد بدون گفتگو و تفاهم ما» شکل می‌گیرند این برتری کاریزماتیک را نسبت به ما دارند که با استفاده از همین نقطه ضعف جمعی، با تبدیل شدن به هیولای ترسناک‌تری بر ما مسلط شوند.

1072

۱۳۹۳ دی ۱۳, شنبه · Posted in ,

علوم اجتماعی با متون کلاسیک به ایران راه نیافت بلکه با متون درسی وارد شد. موضوعی که کمتر به آن توجه شده این واقعیت است که متن‌های کلاسیک نظری هیچ‌گاه نه در زمان تکوین آن و در نه دوره معاصر در ایران مورد خوانش و بعداً مورد بازخوانی قرار نگرفت بلکه ما تنها توانستیم با متون تخصصی آموزشی که عصاره این متن‌های کلاسیک بودند جای آن را در فراگیری و آموزش این علوم پر کنیم. برای همین ما فاقد آن سلسه نظم‌های تاریخی و فکری در شاخه‌های نظری بوده‌ایم که در غرب اتفاق افتاد و این بی‌نظمی ویژگی اصلی تاریخ علوم انسانی در ایران است.

1071

· Posted in

رویکرد ایرانی به فلسفه و افکار هایدگر را می‌توان بهترین نمونه از چهره متناقض فلسفه جدید در ایران دانست. در عین حال که هایدگر به مثابه فیلسوف جدی «روش فکر کردن» در حاشیه فلسفه جدید ایران قرار گرفته است ما با دو رویکرد قوی و پررنگ به هایدگر روبرو هستیم که هر دو با توسل به فلسفه هایدگر یکی سعی در سیاسی کردن و ایدئولوژیک کردن فلسفه در ایران نقش داشته و دیگری سعی در اسباب فخرفروشی و نمایش دانایی و برتری خویش داشته و به طور کلی وجه تشابه این رویکردها همین داشتن هدفی دور از «فلسفه به منزله اسباب شناخت و تفکر» بوده است.
گروه اول را می‌توان یک گفتمان زبانی در نظر گرفت و گروه دوم را می‌توان یک شیوه رفتاری دانست. گروه اول بجای هدف فلسفی هایدگر از تفکر، به نگاه انتقادی او از جهان مدرن متوسل شد تا گفتمان‌های ضد مدرن و ضد علوم مدرن را در ایران به عنوان هدفی سیاسی پیش ببرد و فلسفه جدید برای آنان بیشتر شبیه بیانه‌هایی سیاسی در جهت اهداف و ایدئولوژی‌های سیاسی‌شان بوده است و گروه دوم اما به دنبال منزلت‌سازی و به دنبال آن تجاری کردن فلسفه جدید رفت و با ساختن منبرهای مدرن آموزش فلسفه نسل‌های تازه از راه رسیده‌ی تشنه‌ی آگاهی را جذب خویش ساخت. گروه دوم رویکردی شبیه گروهی از قدما داشته‌اند که در قرن‌های هفت و هشت به خلاصه‌نویسی و جزوه‌ای کردن علوم و حکمت روی آورده بودند و همانند آن روزگار برتری از آنانی بود که بیش همه جمله به جمله فلسفه و حکمت و منطق را از حفظ بودند و قدرت «تعقل» و «درک» جای خود را به قدرت «حافظه» و «نقل» داده بود.

1070

· Posted in

زمانی که محمدعلی فروغی مدرس مدرسه علوم سیاسی تهران قصد کرد کتابی درباره حکمت و فلسفه اروپایی به زبان فارسی و آن‌طور که خود تأکید دارد با شیوه بیان کاملاً ایرانی به نگارش درآورد هدف خود را «شناخت روش فکری حکمای اروپایی» که «بسیار متفاوت» از «روش فکری دانشمندان سابق ما» بود و «آشنایی دانش‌پژوهان ایرانی با روش فکر اروپایی» اعلام کرد. در واقع یکی از جدی‌ترین اهداف نخستین فعالیت‌های فکری جدید در ایران از «احساس تفاوت بین روش‌های فکری قدمای ما و متأخران اروپایی» ریشه گرفت و «روش فکر کردن» جدید و قدیم موضوع آغاز فلسفه جدید در ایران گشت. به مرور که از قدم‌های نخستین در فلسفه جدید فاصله گرفتیم جریان فلسفی در ایران دچار دگرگونی ماهیت شد. یعنی هدف فلسفه که با شناخت «روش فکری جدید» آغاز گشت جای خود را به رفتارها و رویکردهای درجه دوم و سومی داد که هدف از آن‌ها نه پاسخ به پرسش «چگونه فکر کردن؟» بود، بلکه توسل به فلسفه یکی برای «سیاسی کردن آن به مثابه ایدئولوژی عمل» و دیگری «رویکردی رفتاری به فرهنگ برای نشان دادن خویش و فخرفروشی به دیگران و در جایگاه دانای کل قرار گرفتن» بود. در واقع این رویکردهای فرعی به فلسفه جدید رفته‌رفته جای رویکرد نخستین یعنی «فلسفه به مثابه شناخت روش فکری» را گرفت و این رویکرد خود تبدیل به «رویکردی فرعی» شد و در «حاشیه فعالیت‌های فلسفی جدید» در ایران قرار گرفت.

با پشتیبانی Blogger.