Follow by Email

1030

۱۳۹۲ مهر ۱۷, چهارشنبه · Posted in ,

دیروز بحث وزیر ارشاد جدید، آقای جنتی، این بود که ما باید توی وزارت ارشاد مسئولیت ممیزی و سانسور کتاب رو از یکسری دانشجو به یک‌عده استاد بدیم ولی چون بودجه کافی نداشتیم تمام این سالها یک‌عده دانشجو مسئول سانسور کتابهای ارجاع شده توسط ناشران برای دریافت مجوز چاپ بودند!
راسش تصور این‌که یک عمر جون بکنی و از زندگی‌ت و همه‌چی بگذری تا بتونی نویسنده بشی و کتاب بنویسی و بعد این کتابها بره به اداره کتاب وزارت ارشاد و یک‌‌عده افراد نامعلوم به خودشون اجازه بدن برای کتابت تصمیم بگیرند که قابل چاپ هست یا نیست یا این‌جا حذف بشه و اونجا عوض بشه و یک‌چنین چیزهایی، تمام اینها برای من توی این سالها مثل یک کابوس بوده! هنوز یادم نرفته بررس اداره کتاب سر آخرین کتابم چه اعمال سلیقه‌های شخصی و حماقت‌آمیزی کرده بود!
من همیشه این سئوال توی ذهنم بوده که چرا باید یک‌عده افراد که باید اجازه داشته باشند توی نوشته‌های یک نویسنده هر نوع اعمال سلیقه‌ای که دلشون بخواد انجام بدن؟ ولی ظاهرا دغدغه دیگران در این حده که چرا ما بودجه کافی نداریم تا جای سانسورچی‌های دانشجو ، سانسورچی‌های استاد بذاریم!

با پشتیبانی Blogger.