Follow by Email

1000

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه · Posted in

من چقدر مرد درونگرایی هستم! یعنی از این همه درونگرایی خودم وحشت می‌کنم! فکر می‌کنم هر مردی جای من بود و توی چنین تجربیات بی‌سروتهی قرار می‌گرفت بعدجوری له می‌شد! نه این‌که من صدمه ندیده باشم! چرا همین که رفتارم انقدر تخماتیک شده! همین که از همه دوری می‌کنم! همین که زندگیمو رها کردم! همین که دیگه نوشتنُ رها کردم! همین که خیلی وقته آرزوهام رنگ باخته! همین که نمی‌تونم یه رابطه منطقی با خودم و دنیای اطرافم و بقیه برقرار کنم! همین که از همه ترس دارم! همین که جای دوستی فقط انتظارات آدما رو می‌بینم! همین که کره کره‌ها رو پایین کشیدم! همین که من الان توی بهترین سالهای فعالیتام قرار گرفتم ولی فعالیتی ندارم! همین ها فقط! ولی بازم قوی و محکم و متفکر و زنده‌ و سالمم!

با پشتیبانی Blogger.