Follow by Email

948

۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه · Posted in , ,

من انقدر توی فکر مسائل و مشکلات روزمره زندگیم بودم و سر یه سری چیزا با خودم شدیدا درگیر، که اصلا حواسم نبود بطور رسمی امروز دوران نامبارک احمدی‌نژاد به پایان میرسه! هشت سال روزهای تلخ و سیاه و ناامیدی و دوست‌نداشتنی‌ترین اتفاقات برای سیاست ایران! قشنگ یادم هست چه روزهای پر از ناامیدی داشتم و هر شب و روز با آرزوی رسیدن یک روزگار خوب به خواب میرفتم و بیدار می‌شدم! البته آینده هنوز ناامیدانه‌ست و هیچ افق روشنی وجود نداره!
سال‌های اول احمدی‌نژاد خیلی به فکر گرفتن پذیرش از یک دانشگاه خارجی و حتی مهاجرت از ایران بودم و منتظر بودم دانشگاه‌ تمام بشه ولی بعد ترجیح دادم توی ایران بمونم و با این‌که با بی‌کار و بی‌پولی روبرو بودم توی یکی از بی‌ثبات‌ترین اقتصادهای دنیا، از تصمیم گرفتم توی این شرایط بحرانی فقط بنویسم! تحقیق و تفکر و نوشتن! توی سخت‌ترین دوران وزارت ارشاد که اتفاقا نسبت به علوم انسانی هم سخت‌تر از بیشتر آثار شده بودند خودمو مجبور کردم واقعا بنویسم! کار سختی بود! بجای این‌که مثل خیلی از افراد از ایران مهاجرت کنم سعی کردم توی ایران بمونم و با تمام مشکلات و سختی‌ها روبرو بشم و اولین تجربه‌های نویسندگی‌م رو رقم بزنم!
یکی از قشنگ‌ترین دوران زندگیم مثل آب خوردن گذشت و رفت و در گیر و دار مشکلات ریز و درشت ارشاد و نشر روحیه‌م رو شدیدا خورد شده و باخته یافتم اما خوشحالم تونستم برای نویسندگی ایرانی در حوزه‌های فکری و علوم انسانی در دوران نامبارک احمدی‌نژاد قدم هر چند بسیار بسیار خُرد بردارم!

با پشتیبانی Blogger.