Follow by Email

984

۱۳۹۲ مرداد ۲۵, جمعه · Posted in

برام جالبه که وزیر خارجه جمهوری اسلامی خودش اداره‌کننده صفحه فیس‌بوک خودشه! اونم توی کشوری که لااقل چند سال گذشته به اسم جنگ نرم و چنین گفتمان‌هایی تا تونستند شبکه‌های مجازی رو فیلتر کردند!
من قبلا شناختی از محمد جواد ظریف نداشتم جز یک شناخت از روی سمت‌های دیپلماتیک که داشت! ولی نطق‌ش توی مجلس رو گوش کردم و بنظرم رسید نسبت به وزرای خارجه قبلی انسان روشن‌تر و آگاه‌تر لااقل نسبت به واقعیت‌های سیاسی و دیپلماتیک جهانه! خصوصا در مقایسه با کسی مثل وزیر خارجه اول احمدی‌نژاد که واقعا فاجعه‌آمیزترین در نوع خودش بود!
سخنرانی‌ش توی مجلس شبیه بحث‌های کلاسی ما توی کلاس‌های فوق لیسانس دانشکده علوم سیاسی بود تا سخنرانی در حد درک و فهم نمایندگان مجلس باشه! دوربین که دور می‌چرخید دقیقا معلوم بود که بحث‌های ظریف خارج از ظرفیت نمایندگان چنین مجلسی است! حوصله‌های سر رفته! خمیازه‌ها! حرف زدن با بغل‌دستی! بحث‌هاش خیلی تئوریک شده بود و بیشتر مناسب کلاس سیاست خارجی یا اصول روابط‌بین‌الملل بود! البته باید دید از نظر و بیان و سخنرانی تا به عمل چی درمیاد این‌ها! چون خیلی استاد من توی این سال‌ها دیدم که چند تا کتاب رو از حفظ کردند ولی وقتی باهاشون بحث می‌کردی متوجه می‌شدی درکی از واقعیت‌های سیاسی و بین‌المللی ندارند! حالا بحث عمل و انتخاب و تصمیم‌گیری و دیپلماسی که بحثی جدی‌تر از جدیه!
هر چند تاریخ چند دهه گذشته نشان داده که وزرای خارجه از اختیاراتی که همتایان خارجی‌شان دارند محروم‌اند و بنظرم تنها باید امید داشت جلوی رفتارهای افراطی در سیاست خارجی ایران گرفته بشه!
سوای موانع آزادی عمل در نوع گزینش سیاست خارجی تعامل‌جویانه باید به این واقعیت هم توجه داشته باشیم که علاوه بر مسائل سیاسی ما هنوز در موقعیت فکری و فرهنگی مناسبی برای گفتگو با جهان، با غرب، حتی گفتگو با دیگر دولت‌های خاورمیانه نیستیم! بهترین دورنمایی که بنظر من میرسه شکل‌گیری گفتگوهای ایران و غرب با محوریت اقتصاد و زبان تجارت باشه! ولی تصور نمی‌کنم بتونیم وارد گفتگوهای تعاملی دوطرفه مبتنی بر درک و فهم فرهنگی و فکری بشیم! نه کارگزاران سیاسی ایرانی چنین آمادگی و نگاهی دارند و نه اتفاقا غربی‌ها! ولی منطق تجارت و تبادل اقتصادی زبانی نیست که نیاز به آمادگی خاصی داشته باشه خصوصا که دولت روحانی، دولت صاحبان تجارت و صنعت و اقتصاده! فقط مساله اینجاست که قبل از این‌که وارد دیپلماسی تجاری بشن باید دنبال راهی برای مساله‌ی تحریم و مساله‌ی هسته‌ای باشند!
من اگر وزیر خارجه ایران بودم با تمام موانع و عوامل محدودکننده بطور مستقیم با خود آمریکا وارد گفتگو می‌شدم ولی حدسی که من میزنم اینه که ظریف به احتمال زیاد راه وزیر خارجه دولت خاتمی رو پیش می‌گیره و از دوباره سعی می‌کنه با پل زدن به قلب سیاست خارجی اروپا، یعنی آلمان و فرانسه و کشورهای اروپایی، بین اروپا و آمریکا دوباره دودستگی ایجاد کنه در برابر سیاست‌هایی که نسبت به ایران اعمال می‌کنند! خصوصا نزدیکی زیاد ظریف و خرازی احتمال این گزینه رو بیشتر می‌کنه! فقط موضوع اینجاست که فضای امروز جهان با یکی دو دهه پیش تغییرات جدی کرده و حتی سیاست‌های احمدی‌نژاد و تغییر دولت‌ها در اروپا، به نزدیکی بیشتر بین اروپا و آمریکا افزوده و من شک دارم چنین سیاستی در کوتاه مدت جواب بده یا منافع فوری برای ایران داشته باشه!
هر چند فکر کنم هنوز برای اینجور پیش‌بینی‌ها زود باشه! باید صبر کرد و در عمل دید چه خواهد شد!

با پشتیبانی Blogger.