Follow by Email

921

۱۳۹۲ تیر ۹, یکشنبه · Posted in ,

همیشه نویسنده بودم و طرف مقابلم ناشرها بودن! ناشرهایی مثل مدیر گام نو! اختران! یا ققنوس! و ناشر چه ضعیف باشه چه منصف در هر صورت نویسنده جور خاصی به ناشر نگاه می‌کنه ! ولی امروز توی چاپخانه موقع سفارش چاپ کتاب در نقش یک ناشر حس متفاوتی داشتم! نمیدونم شاید ناشرها رو بهتر درک کردم! با مسائل‍شون و درگیری‌های جدید حس متفاوتی رو تجربه کردم!
نویسندگی تا وقتی میتونی با ایده های جدید سروکله بزنی و کلنجار بری و منتظر یه الهام ناخودآگاه باشی جذابه اما ناشری یه حس جالبتری داره ! انگار که بخوای بخوابی روی تخمی که قراره از توش یک عالم بچه به دنیا بیاد!
چقدر حیف که توی جامعه ی ما با کتاب و نویسنده و ناشر و نشر هم از سوی جامعه و هم سوی دولت و هم از سوی قشری از همقطاران ، رفتار صحیحی صورت نمی‌گیره!

با پشتیبانی Blogger.