Follow by Email

774

۱۳۹۲ فروردین ۲۹, پنجشنبه · Posted in , ,

من  نمیدونم مردم مجبورند چه نوع داروهایی رو از بازار سیاه ناصرخسرو تهیه کنند اما توی سال گذشته از نزدیک شاهد بودم که چقدر تعداد داروفروش‌های توی پیاده‌روی راسته ناصرخسرو  افزایش پیدا کرده بود! خصوصا توی نیمه دوم سال 1391!

اتفاقا روز پنجم عید که رفته بودم ناصرخسرو، هیچ خبری از اون همه داروفروش کنار پیاده‌رو نبود، جز دوسه تا معتاد که انگار از روی احتیاج مشغول کاسبی بودن با فروش داروهای موردنیازی که مردم بجای تهیه از داروخانه و مراکز درمانی باید از این راسته تهیه کنند!

فکر کنم کمتر کسی توی این مملکت هفتاد-هشتاد میلیونی از این واقعیت خبردار باشه که توی تعطیلات عید که همه رفتن به تعطیلات،  و حتی جوان‌های داروفروش راسته‌ی خیابان ناصرخسرو هم رفته بودند به شهرهای خودشون برای عید دیدنی، این مرکز غیررسمی فروش داروهای خارج از نظام دارو-درمان کشور، توسط چندتا معتاد اداره می‌شد!

توی تعطیلات عید نوروز که همه جا تعطیل بود فقط دو سه تا معتاد باقی مانده بودند که داروهای نایاب رو می‌فروختند! آره بنظر حرفم مضحک و اغراق‌آمیز میاد اما من به چشم خودم دیدم و این جزو مضحک‌ترین واقعیت‌های این کشور تحت تحریم است که شاید به چشم هیچ یک از هفتاد-هشتاد میلیون ایرانی هم نیومده!

من اگر جای برگزارکنندگان جشن تقدیر از  دست‌اندرکاران مسافرت‌های نوروزی بودم با این هزینه بالا که خرج جشن توی استادیوم آزادی کردن، حتما می‌رفتم این معتادهای باغیرت رو پیدا می‌کردم و وسط استادیوم آزادی ازشون تقدیر می‌کردم که مشغول تامین نیازهای دارویی بیمارانی بودند که چرخه عظیم دارویی-درمانی یک مملکت توان تهیه داروهاشون رو نداشته!

کاش این رسانه‌های ایرانی که صبح تا شب درباره جنایت معتادان شیشه‌ای خبر تهیه می‌کنند و تیترهای مخاطب جذب کن می‌زنند، برای یک‌بار هم که شده یک گزارشی از معتادانی تهیه می‌کردند که توی تعطیلات عید توی راسته داروفرشان دست‌فروش ناصرخسرو مشغول فروش داروهای نایاب بودند!
نمیدونم شاید هم تصورات و مشاهدات من ناقص باشه ولی وقتی توی تعطیلات یک معتاد با بی‌حالی تمام وقتی داری از کنارش رد می‌شی توی صورتت نگاه کنه و چندبار بگه دارو! دارو! دارو! پس حتما هستند افراد نیازمندی که مجبورند برای تهیه دارو به چنین افرادی رو بندازند!
 

با پشتیبانی Blogger.