Follow by Email

771

۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه · Posted in

این روزها احساس یه آدم کاملا شکست‌خورده رو دارم! که توی همه چیز زندگیش شکست خورده!
هر چند واقعا شکست خوردم!
امروز رفته بودم انقلاب، داشتم از پشت ویترین کتابفروشی‌های مختلفی که یک زمانی با عشق و علاقه به کتابهای جدیدشون نگاه می‌کردم ، نگاه کردم و یاد عشق و علاقه‌ای که به نویسندگی و بحث‌های فکری و نظری داشتم افتادم و دیدم واقعا تمام اون روزها به پایان رسیده و اون همه عشق و امید و انرژی و حالا یک آدم توخالی وجود داره که توی عشق‌ش شکست خورده! عشق به نویسندگی! عشق به تفکر و اندیشه و نظر! عشق به نوشتن و خلق آثار جدید!
راسش فکر کنم بیشتر مسائلی رو که با عشق شروع کردم توش شکست خوردم!

2 Responses to “771”

ناشناس گفت...

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید

مجید ادیب‌زاده گفت...

مثل روزگاری که گفتن دیو چو بیرون رود فرشته درآید؟! فقط نمیدونم چرا هیچ وقت فرشته درنیامد! دیو پشت دیو!دیوهای وحشتناک!
:)

با پشتیبانی Blogger.