Follow by Email

743

۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه · Posted in , , ,

یه زمان که وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی شدم تازه از دبیرستان فارغ التحصیل شده بودم و خب هر چقدر کمتر با واقعیت‌های دنیای بیرون برخورد کنی درجه تفکرات ایده‌آلیستی‌ت هم بیشتره، خصوصا وقتی تخیلات قوی و آرزوهای بزرگی هم در سر داشته باشی و دیگه شور جوانی‌ هم در وجودت و تصوراتت کارساز می‌شه و به تخیلاتت بیش پیش پر و بال میده!
تازه دوران خاتمی شروع شده بود و از فضای سیاسی بسته دوران رفسنجانی وارد فضای سیاسی به نسبت باز‌تری شده بودیم و خصوصا که با انتخابات مجلس ششم چهره‌‎های جدیدتر اصلاح‌طلب وارد مجلس شده بودند و همه این‌ها تصورات و توهمات من رو بیشتر کرد به این خیال خام که اگر برم علوم سیاسی بخونم می‌تونم وارد سیاست بشم و حتی انقدر جاه طلب و خیال‌پرداز بودم اون روزها که در خواب و خیال پیش‌رفتن تا پست ریاست جمهوری بودم! هر چند قدرت‌طلبی نبود، بیشتر میل به تغییر و اصلاحات بود که اون روزها با انتخاب خاتمی این میل به تغییر و اصلاح توی اجتماع هم موج می‌زد و ما دبیرستانی‌ها رو هم تحت تاثیر قرار داده بود!
کم کم که وارد فضای درسی علم سیاست و تئوری‌های قدرت و بحث‌های جامعه‌شناسی شدم به‌شکل عجیبی علاقه و انگیزه‌م رو نسبت به سیاست و  فعالیت‌های سیاسی از دست دادم انقدر که هیچ وقت میل یا  گرایشی به هیچ حزب و گروه و دسته سیاسی یا حتی ایدئولوژی و گرایش سیاسی  پیدا نکردم! با اینکه در تمام این سال‌ها بحث‌هایی که توی کتابام دربارشون گفتم همه با موضوع سیاست پیوند خوردند! مسائلی مثل "زبان و امر سیاسی"، "گفتمان و قدرت"، "دانش و امر دموکراتیک"، "علوم انسانی و دولت مدرن"، "عقلانی شدن و بوروکراسی" و "تفکر علمی و شرایط تاریخی و سیاسی جامعه"!

با پشتیبانی Blogger.