Follow by Email

693

۱۳۹۱ دی ۲۶, سه‌شنبه · Posted in

دقیق نمیدونم از کی، حتی حدودن هم نمیدونم اما مدت‌هاست قدرت خیال‌پردازی‌م رو از دست دادم! انقدر یادم رفته که اولش تصور کردم شاید اصلاً من هیچ‌وقت آدم خیال‌پردازی نبودم! به خودم نگاه کردم دیدم خب به این آدم عبوس و خشک و جدی و تنها می‌خوره یه آدم خیال‌پرداز و رویایی باشه؟ ولی ته حافظه‌ی ذهنم یه خاطرات سیاه و سفیدی از بچگی و نوجوانی نه چندان دور بود که یادم آورد اون دوره از زندگی من تمامش برعکس بچه‌های اطرافم همش در خیالات و رویاها گذشت! انقدری که شب با رویاهای توی ذهنم به خواب می‌رفتم! فقط یادم نیست کی این جریان قطع شد! حتی خوب یادم هست که برادر بزرگترم همیشه در برابر نظرات و فکرهای من براش عادت شده بود که بگه "تو خیلی کارتونی فکر می‌کنی"، "فکرات کارتونیه!"
بنظرم خیالبافی توی بچگی من معنای منفی داشت؟ نه؟ چرا؟
خیالبافی که خیلی چیزه خوبیه ! نیست؟
 

با پشتیبانی Blogger.