Follow by Email

669

۱۳۹۱ دی ۱۴, پنجشنبه · Posted in

این چند روز می‌خواستم درباره مرتضی ثاقب‌فر مطلبی بنویسم که به تازگی فوت کرده، اما اصلا فرصت نشد و حتی فراموش کردم که چی می‌خوام بنویسم! یک حرفی بود که اون لحظه که فهمیدم فوت کرده می‌خواستم بنویسم اما از ذهنم پرید! توی سایت بی بی سی فارسی مقاله‌ای که دربارش نوشته بودن رو خوندم دیدم واقعا هیچ شناختی نسبت بهش توی تمام این سال‌ها نداشتم! من یادم هست اولین‌بار که اسم ثاقب‌فر رو دیدم توی دوران دانشجویی بود که درباره ایدئولوژی‌های سیاسی و دموکراسی و فرهنگ و بعد هم درباره ایران عصر رضا شاه که گمان کنم دو کتاب اول رو با ققنوس ترجمه و منتشر کرده بود و این آخری هم با نشر جامی!
شناختم در تمام این سال‌های حیاتش در همین حد بود!
اما فرصت تلخ پیش آمده باعث شد تا چند مطلبی توی رسانه‌ها دربارش بخونم و اتفاقاً سال‌ها خانه‌نشینی و باقی قضایا  اصلاً انگار که داستان زندگی نویسندگان داخل ایران بعد از انقلاب شباهت‌های عجیبی با هم داره!
حداقل زندگی سال‌های بعد از انقلابش خیلی ملموس بود برای من! تلخ بود، اما تلخ‌تر از این‌ها دوری عمیقی بود که بین خیلی از ما افتاده!

یادش جاودان

با پشتیبانی Blogger.