Follow by Email

493

۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه · Posted in

سخت‌ترین کار برای من اینه که به کسی که واقعا دوسش دارم ، بفهمونم که دوسش دارم! بله بعد از 32 سال زندگی هنوز کار سختیه!
من فکر می‌کنم اگر اون عشقی که برای دنیای کتاب و دانش و نویسندگی داشتم یا اون علاقه به امر سیاسی به عنوان یک موضوع فکری و نظری و دغدغه، اگر این همه انرژی و فکر و عشق و علاقه و هزینه رو برای عشق یا برای اثبات دوست داشتن‌م به کار برده بودم الان معادله زندگی‌م شکل دیگه‌ای پیدا می‌کرد!
مشکل این‌جاست که من همیشه برای عشق و علاقه قلبی و احساسات یک حساب فرعی باز کردم و جای اصلی رو دغدغه‌های فکری مورد علاقه‌م همیشه به خودش اختصاص داده!
اصلا دوست داشتن خیلی کار سختیه، خصوصا وقتی آدم مسئولیت‌پذیری باشی اما توی دوره و زمونه‌ای قرار گرفتی باشی که توانایی قبول این همه مسئولیت سخت و رفتن زیر بار مسئولیت رو نداشته باشی!
من جزو اون دسته از آدم‌ها هستم که سریع کوچکترین مسائل شخصی رو هم به امر سیاسی پیوند می‌زنم و دقیق به این موضوع فکر نکردم که به چه نسبتی بین دو نوع پیوستگی برقراره!
عشق و شرایط !
ما توی جهانی زندگی می‌کنیم که هر امر شخصی و فردی و خصوصی می‌تونه یک امر سیاسی باشه یا برعکس امر سیاسی می‌تونه تبعات و پیامدهای مستقیمی بر امر خصوصی و فردی افراد داشته باشه!
خلاصه دوست داشتن برای خیلی‌ها امر کاملا پیش‌پاافتاده‌ایی به حساب میاد، برای من یکی از مسائل پیچیده و سختیه!
 

با پشتیبانی Blogger.