Follow by Email

281

۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه · Posted in , ,


آن‌چه که در فرهنگ سیاسی و فرهنگ اقتصادی کشور ما از "مفهوم تولید ملی" برداشت شده، پیش از آن‌که زاییده فرهنگی باشه که ریشه در زادگاه صنعت و تولید یعنی غرب اروپا داشته باشه که با ملی‌گرایی‌هایی از نوع ژرمنی قرن نوزده و بیست تولید ملی رو از طریق تسخیر بازارهای مصرفی جهان به خدمت قدرت ملی آلمان درآورد، ریشه در تجربه ناسیونالیسم آمریکای لاتینی و آمریکای جنوبی داره! یعنی دوره‌ای که اندیشه ملی‌گرایی و تفکرات تمرکزگرایانه و اندیشه‌های چپ به سیاست‌های ضد آمریکایی در آمریکای لاتین به هم گره خورده بود و نظریه‌پردازان جامعه‌شناس و اقتصادان مکتب وابستگی در کشورهایی مثل برزیل به ظهور رسیدند و بحث خودکفایی صنعتی و عدم وابستگی به نظام جهانی تولید رو به عنوان تنها راه توسعه و پیشرفت در کشورهای توسعه‌نیافته غیر صنعتی مطرح کردند! بحثی که به صنعت و تولیدات صنعتی نگاهی بومی‌گرایانه داشت و معتقد بودند وابستگی به نظام تولید و اقتصاد جهانی چیزی جز عقب افتادگی برای کشورهای غیر غربی به همراه ندارد برای همین تولید صنعتی محصور در چهارچوب صنایع و بازارهای ملی رو استراتژی اصلی در پایه‌گذاری صنایع و راه پیشرفت اعلام کردند! و اتفاقا چنین ایده‌ها در نزد روشنفکران غرب ستیز ایرانی دهه‌های 1330 - 1350 با اقبال گسترده روبرو شد تا این حد که داستان‌های آل احمد خصوصا کتاب نفرین زمین با مفهوم وابستگی و تولید و ماشین‌ و صنعت و ایده‌های مکتب وابستگی گره خورده! و این فرهنگ چنان در فرهنگ سیاسی و اقتصادی ایران خوش نشست که دهه‌های 60 و 70 استراتژی‌های صنعتی ایران با مفهوم "تولید ملی" در راستای نیازها و محدوده‌های اقتصاد و بازار ملی تعریف شد! با شعار بومی‌سازی که از فرهنگ پر از تناقض دهه 1340 بهمون ارث رسید شروع کردیم به بومی‌سازی صعنت و تولید برای جانشینی تولیدات خارجی به خیال پیشرفت و صنعتی شدن و خوداتکایی و بی نیازی از اقتصاد و تولیدات جهانی اما همزمان با ما در سوی دیگری از آسیا ژاپن و بعد کره جنوبی و تایوان و سنگاپور و چین و مالزی یکی بعد از دیگری برنامه‌ها و استراتژی‌های صنعتی کشورشون رو بر اساس پیوند یافتن با بازار جهانی طراحی کردن و زمانی که این کشورهای طی چند دهه یکی بعد از دیگری وارد بازار جهانی تولید و مصرف شدند و تولیدات صنعتی‌شون و در کنار اون خدمات و مشاوره‌شون رو راهی فتح بازارهای سرتاسر جهان کردن و یکی بعد از دیگری بازارهای اروپا و آمریکا و آسیا و خاورمیانه و آفریقا و آمریکای جنوبی رو فتح کردند و این روند با ظهور اقتصاد ژاپن، بعد کره جنوبی و چین تکمیل شد! در تمام این دوره‌ها ما قانع و بی‌انگیزه صنایع و تولیدات کشورمون رو محدود کردیم به بازارهای محدود داخلی و از اونجا که توان رقابت با شرکت‌های چند ملیتی دنیا رو هم نداشتیم با محدودیت‌ها و عوارض گمرکی و ایجاد سد محکمی جلوی ورود محصولات خارجی سعی کردیم از صنایع  داخلی محافظت کنیم! چون قادر به رقابت نبودند! خیلی هم عجیب نیست، صنعت و تولید وقتی رشد می‌کنه که به دنبال بازارهای بزرگ باشه و وقتی محصور در اقتصاد محدود محلی و بومی یک کشور باشه مثل یک درخت توی یک گلدون کوچک می‌مونه که امکان ریشه دادن و رشد کردن و سرکش شدن نداره! 
غفلت گذشتگان و اشتباه در پایه‌گذاری و استراتژی‌های صنعتی خودش رو وقتی نشون داد که اقتصاد چین تمام بازارهای دنیا رو فتح کرد و مهمتر از همه درهای بازارهای ایران به روی اقتصاد چین باز شد! در واقع تولید داخلی ایران به جز در حوزه صنایع غذایی، در بیشتر حوزه‌ها در برابر کالاهای وارداتی یا قاچاقی شرق آسیا درمانده شد و بخش مهمی از ظرفیت تولیدی ما خوابید! چرا؟ چون صنایع ما قدرت رقابت نداشت! حتی به اندازه استقبال مصرف‌کننده داخلی، از نظر کیفیت و قیمت توان رقابت با محصول چینی و تایلندی و مالزیایی و تایوانی رو نداشت چه برسه به کره جنوبی و ژاپنی! در حقیقت روشنفکران و دانشگاهیان و فرهنگ سیاسی و اقتصادی نیم قرن گذشته ما فریب نظریات روشنفکران آمریکای لاتین رو خورد و حالا که بازارهای ما در تسخیر محصولات چینی قرار گرفته صنایع داخلی‌مون هم که قرار بود به خیال خام طرفداران صنایع بومی مستقل، باعث خودکفایی و بی‌نیازی ما از جهان خارج بشه علاوه بر این‌که قادر به رقابت با کشورهای آسیایی نیست، در شرایط تحریم‌های سیاسی بین‌المللی و آزادسازی‌های اقتصادی و حذف یارانه‌های دولتی در سطح توان تولید برای بازارهای داخلی دچار سکته شده! در حالی که ما از دهه‌های 1330 و دوره‌های پر کار دهه 1340 و 1370 و 1380 هزینه و وقت بالایی رو با هدف خودکفایی صنعتی و تولیدی ملی صرف این صنعت کردیم و امروز حتی نیازهای غذایی مثل لبنیات و گوشت و مرغ بازارهای داخلی رو هم به نحو مطلوب تامین نمی‌کنند در حالی که شرق آسیا از ابتدا صنعت رو برای فتح بازارهای جهانی طراحی کردند و امروز ما اینجا و آن‌ها کجا؟
انتخاب استراتژی‌های اقتصادی و استراتژی‌های صنعتی مناسب می‌تونست امروز ما رو به نقطه متفاوتی برسونه! واقعیت اینه که فرهنگ فکری ما فریب اصطلاحات، کلمات و مفاهیم ناسیونالیستی آمریکای لاتینی‌ها رو خورد و فکر نکرده و ناآزموده در عرض چند دهه این فرهنگ رو تبدیل به برنامه کردیم و به کار بردیم و کلمات و مفاهیم این استراتژی مطابق با واقعیت‌های توسعه و پیشرفت از کار درنیومدند!

با پشتیبانی Blogger.