Follow by Email

249

۱۳۹۱ تیر ۱۴, چهارشنبه · Posted in

من امروز، از روی مطالعه و تحقیق درباره شرایط تاریخی و فکری و فرهنگی دهه‌های 1320 تا 1350، هیچ شکی ندارم اگر نویسندگانی مثل آل‌احمد و شریعتی تحت تاثیر فرهنگ‌های چپ و مخالف مدرنیسم، حرف از غربزدگی یا ازخودبیگانگی و بازگشت به خویشتن زدند، حتی روح‌شون هم خبر نداشت روزی چنین ایدئولوژی و اندیشه‌هایی چه آثاری حتی برای شهروندان عادی کوچه و خیابان هموطنشون به بار میاره و باعث اذیت و آزار دختر و پسر توی کوچه به اسم غربزده بودن و ازخودباخته بودن شده و می‌شه چه برسه به اهل قلم و فکر و اندیشه! من به سهم خودم به عنوان یک شهروند هموطن، خطا و اشتباه تاریخی این نویسندگان رو می‌بخشم چون اطمینان دارم این افراد، انسان‌های درست و زجرکشیده و ظلم دیده‌ای بودند و تنها گناهی که دارند این بود که گول فرهنگ غلط روزگار خودشون رو خوردند، هر چند که نیت خیری داشتند! اتفاقی که برای تک تک ما هم ممکنه بیوفته! هم جلال آل احمد و هم شریعتی فرصت زیادی برای زنده بودن و زندگی کردن نداشتند، زودتر از آن‌چه باید به اندیشدن و نوشتن واداشته شدن و زودتر از آن‌چه که باید از این جهان رخت بربستند! فرصتی برای اندیشدن به عواقب اندیشه‌هایشون نداشتند! من به سهم بسیار بسیار بسیار اندک خودم گناه این افراد رو بخشیدم اون هم وقتی که میدونم همه ما، یعنی تک تک ما در این خصلت همگانی و جمعی با این عزیزان مشترکیم که کمتر و شاید هرگز درباره عواقب افکارمون ذره‌ای فکر و اندیشه نمی‌کنیم و برای اندیشدن به اندازه تخلیه فکر و ذهنمون انرژی میذاریم نه این حد که کمی هم به آن‌چه که به اسم اندیشه از ذهن و قلم‌مان خارج شده و به عواقب بلند مدت‌ش بیاندیشیم!

با پشتیبانی Blogger.