Follow by Email

40

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه · Posted in ,


راسش هیچ وقت نشستم یه مطالعه تطبیقی بین اون تجربه ای که در اروپا به فاسیشم داشتن با این جریان‌های افراطی فاشیستی که ما تجربه کردیم انجام بدم اما تصور خام و اولیه‌م اینه که فاشیسم توی فرهنگ و ساختارهای اجتماعی ما خیلی نهادینه شده‌تر و ریشه‌دار تر از اون چیزیه که بهش میگن فاشیسم و توی اروپا برای اولین‌بار تجربه شد. یعنی توی فرهنگ ما لااقل قرن‌هاست که جریان‌های فاشیستی حضور مطلق داشتن و این فرق می‌کنه با اون چیزی که ما اسم‌ش رو گذاشتیم تجربه استبدادی، چون استبداد از بالاست و از سمت حکومت اعمال میشه اما جریان فاشیستی ای که من ازش حرف می‌زنم بیشتر یکجور فرهنگ اجتماعی از درون جامعه‌ست که همیشه در برابر افکار و اندیشه‌های متفاوت ظاهر شده مثل جریان‌هایی که در برابر فرهنگ فلسفی و عرفانی شکل گرفته و گاه تا کشتن و سوزاندن فلان عارف و صوفی و مرتد خوندن فلان فیلسوف هم پیش رفته و حرف از کتابسوزی و فرهنگ سوزی به میان آمده! بله اینها خیلی ریشه‌دارتر و اجتماعی‌تر از استبداد حاکمان و بی قانونی بوده و همیشه امکان و پتانسیل ظهور و بروز مجدد داره! حتی در آینده‌های دور دست!

با پشتیبانی Blogger.