Follow by Email

11

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه · Posted in

رفته بودم بازار برای خرید، بعد یادمه پارسال همین موقع ها این جنس‌هایی که دستفروش‌ها داد می‌زدند هزار تومان هزار تومان هزار تومان، امسال داد می‌زدند سه هزار تومان سه هزار تومان سه هزارتومان ... یعنی خرده ریزهایی که شاید برای اقتصاد یک خانواده ایرانی حالا نه به چشم میاد و نه خیلی ضرورتی داره خریدنش، در عرض یک سال چیزی حدود 200 درصد تورم داشته!
مسئله این‌جاست که این 200 درصد تورم در عرض یک سال یعنی این که از یک طرف فشار به زندگی گروه‌های کم درآمدی مثل همین دستفروش‌ها وارد شده که سطح قیمت کالای خودش رو تا این حد بالا برده و از طرف دیگه نشان دهنده افزایش شدید تولید ، واردات و افزایشی هست که توزیع کننده های این کالاهای غیرضروری به مصرف کننده نهایی تحمیل کردند.
فکرها این روزها متوجه محصولات ضروری مثل شیر و گوشت و نان و برنج و حبوبات شده که دولت سعی می‌کنه با ورود مستقیم و غیرمستقیم تا حدی ضعیفی قیمت شون رو کنترل کنه در حالی که واقعیت ماجرا اینه که اقتصاد کل بهم پیوسته ای و اگر قرار باشه تورم در یک‌جا بیش از بقیه جاها چاق و چله بشه این به بقیه حوزه های اقتصاد سرایت می‌کنه.
تورم 200 درصدی در ریزترین بخش‌های اقتصاد خانواده چیزی شبیه سیل و زلزله ست و کمتر از این رخدادها پیامدهای ناگوار و نامطلوب نداره و باید به همان اندازه از تکرار این فاجعه برای سال نو ایرانی پیش رو ترسید.
راه حل ش چیه؟ متاسفانه راه حل سر راستی نداره چون اقتصاد ایران شدیداً با حوزه های کلان سیاست داخلی و خارجی ایران و سیاست های اقتصادی و رفاهی و درآمدهای نفتی گره خورده. این‌جا دیگه حرف زدن از جراحی اقتصادی یعنی گم کردن راه حل و به خطا رفتن. جراحی سیاسی و جراحی سیاست‌گذاری ها هم که در کوتاه مدت امکانپذیر نیست .
فکر کنم با این رویه پیش بریم اقتصاد خانواده در ایران در سال جدید با تورمی به مراتب مهیب‌تر روبه رو خواهد شد.

با پشتیبانی Blogger.